موضوع آزاد
اینجا من و شما آزادیم تا هر چی تو دلمونه بگیم.موضوع آزاده!
بزرگوار کسی است که در کیفر بدی نیکی کند. نادانی دردناک ترین دردهاست. هنگامی که هوس ها بر عقل چیره شوند، انسان به پرتگاه ها کشیده می شود. سه کار شرم برنمی دارد: خدمت به مهمان، برخاستن از جا در برابر معلم و گرفتن حق خود.
خدایا راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . . .
می گن با هرکی دوست بشی، شکل و فرم اونو می گیری فکرشو بکن… اگه با خدا دوست بشی ، چه زیبا شکل می گیری . . .
خدایا هر روز کمی اندوه برام بفرست زیرا در اندوه است که تو یاد میشوی و در خوشی از یاد میروی پدر آمد از راه دست هایش خالی کودکان چشم به دستان پدر… سفره ی خالی را پدر از پنجره بیرون انداخت سفره ی قلبش را بار دیگر گسترد....! بچه ها آن شب هم مثل دیگر شبها یک شکم سیر محبت خوردند..... برای خانواده های فقیر دعا کنید
دلــگیـــر مباش . دلت کہ گیـر باشد ، رهـــــا نمے شوی ! خـداونـد ، بندگــان ِ خود را ، با آنچہ بہ آن « دل » بســته اند مے آزمــاید.
زندگی زندگي با همه ی وسعت خويش مسلک ساکت غم خوردن نيست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نيست اضطراب وهوس وديدن و ناديدن نيست زندگي خوردن وخوابيدن نيست زندگي جنبش وجاري شدن است زندگي کوشش و راهي شدن است پرسید:کدام راه نزدیک تر است؟ گفتم:به کجا؟ گفت:به خلوتگه دوست گفتم: تو مگر فاصله ای می بینی بین ما و آن کس که دل ما همه منزلگه اوست
بزرگ که می شوی غافل از آنکه لبخندهایت را در آلبوم کودکیت جا گذاشته ای
یا صاحب الزمان زلفت اگر نبود نسيم سحر نبود
گمراه مي شديم نگاهت اگر نبود
مهر شما به داد تمناي ما رسيد ورنه پل صراط چنين بي خطر نبود
تعداد بي نظيري تان روي اين زمين
از چهارده نفر به خدا بيشتر نبود
پيراهن،اشتياق نسيمانه اي نداشت
تا چشم هاي حضرت يعقوب ، تر نبود
بي تو چه گويمت؟ كه در اين خاك ،سرزمين صدها درخت بود وليكن ثمر نبود
دلـم گـرفته است ...
در شهر بودم
گاهی دلت از سن و سالت می گیرد اين جشن ها براي تو تشكيل مي شود
اين اشك ها براي تو تنزيل مي شود
وقتي براي آمدنت گريه مي كنيم
چشمان ما به آينه تبديل مي شود
بوي خزان گرفته ي پاييز مي دهد
سالي كه بي نگاه تو تحويل مي شود ايمان ما كه اكثرا از ريشه ناقص است
با مقدم ظهور تو تكميل مي شود
تقويم را ورق بزن و انتخاب كن
اين جمعه ها براي تو تعطيل مي شود
اللهم عجل لولیک الفرج تمام راه ظهور تو با گنه بستم زمانه زمانه ی بدی شده من الآن وقتی توی خیابون راه میرم معمولا به اینور اونورم نگاه نمی کنم چون وقتی تو خیابون سرتو میاری بالا اینا چیزایی هستن که می بینی: اول:یه عده دختر که نمیدونم دنبال چی هستن موهاشون رو میریزن بیرون که بگن موهای ما قشنگه،لباس تنگ می پوشن که پسرا نگاشون کنن،آرایش می کنن که مثلا خوشگل بشن؛ولی نمیدونن با این کاراشون چند تا جوون رو بدبخت می کنن چه چیزایی رو از دست میدن و .... دوم:مردمی که غم و غصه از چشماشون میباره یکی اجاره خونش عقب افتاده صاحب خونه جوابش کرده،یکی قسط بانک رو نداده،یکی چکش برگشت خورده،یکی دنبال یه لقمه نونه که واسه زن و بچش ببره،یکی ....... خلاصه مردم خیلی نیاز به دعا دارن برای دسته ی اول دعا کنید که بفهمن زندگی این چیزا نیست برای دسته ی دوم دعا کنید که خدا بهشون صبر در مقابل مشکلات رو بده و مهم ترین دعاتون ظهور امام زمان باشه چون با اومدنش همه ی این مشکلات حل میشه سلام من نمیدونم چرا آدما انقدر زود یادشون میره کی هستن من چند وقتی بود که به یه چیزایی فکر نکرده بودم چند شب پیش با یکی که خیلی برام عزیزه درباره خدا و این که چقدر ما خدایی که ما رو به وجود آورده رو می شناسیم حرف می زدم که فهمیدم: ماها خیلی نامردیم که حتی حاضر نیستیم روزی ده بیست دقیقه برای کسی که ما رو به وجود آورده وقت بذاریم وسطای صحبتم گریم گرفته بود چون فهمیده بودم منم آدم نیستم و خیلی نامردم ولی هنوز دیر نشده بیاید از امروز به هم قول بدیم که تو طول روز حداقل چند دقیقه با خدامون صحبت کنیم اصلا قصد نصیحت نداشتم جون من کمتر از اونم که نصیحت کنم تو باب رفاقت گفتم امیدوارم بهش فکر کنید. خدا ایشالله بهمون کمک کنه درست زندگی کنیم آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |