موضوع آزاد
اینجا من و شما آزادیم تا هر چی تو دلمونه بگیم.موضوع آزاده!
کاش … کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش میتوانستی بخوانی … اما اکنون اگر فریاد هم بزنم کسی نمی شنود دل خوش کرده ام که سکوت کرده ام … سکوت پر بهتر از فریاد توخالیست !!! دنیا را ببین … بچه بودیم از آسمان باران می آمد ، بزرگ شده ایم باران از چشمهایمان می آید … بچه بودیم درد دل را با هزار ناله می گفتیم ، همه می فهمیدند … بزرگ شده ایم ، درد دل را به صد زبان می گوییم ، اما هیچ کسی نمی فهمد …
نظرات شما عزیزان: M.H
![]() ساعت15:16---4 ارديبهشت 1392
امروز ناخوداگاه یاد جملات جالب کودکی هام افتادم .
کشتم شپش شپش کش شش پا را . چایی داغه ، دایی چاقه ! سه شیشه شیر ، سه سیر سرشیر. امشب شب سه شمبه س ، فردا شبم سه شمبه س ، این سه 3 شب اون سه 3 شب هر سه 3 شب سه شمبه س. سپر جلو ماشین عقبی خورد به سپر عقب ماشین جلویی. شش سیخ جیگر سیخی شش زار ![]() ![]()
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |